سامانه جامع مشاوره و خدمات روان‌شناختی

مشاور سبل السلام

بازگشت به سایت

مشاوره فرزندپروری

بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آن‌ها بستگی دارد. باوجود این‌که هر پدر و مادری در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات در خانه هستند، امّا ممکن است به شیوه صحیحی آن‌ها را در اختیار فرزندانشان قرار ندهند زیرا هنوز روش منحصربه‌فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچه‌ای شبیه هم نیستند.

 

تفاوت کودکان

تفاوت بین بچه‌ها بیش از آن چیزی است که ما معمولاً تصور می‌کنیم. به‌علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و بسیاری عوامل دیگر در تربیت کودکان دخالت دارند. روان شناسان نیز معتقدند که سبک‌های متفاوتی برای فرزند پروری وجود دارد. آن‌ها عقیده دارند که سبک‌های فرزند پروری را می‌توان برحسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به ۴ دسته تقسیم کرد.

۱) نوع A (کنترل زیاد، محبت کم)

برخی از والدین عقیده دارند که سخت‌گیری نسبت به فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آن‌ها در آینده است. در این راستا، برخی از والدین سخت‌گیری را از اندازه می‌گذرانند. آن‌ها فراموش می‌کنند که هر کودکی به‌طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد.

روان شناسان به این پدیده، فرزند پروری قدرت‌طلبانه می‌گویند. کودکانی که دارای والدین قدرت‌طلب باشند، استقلال لازم را به‌دست نمی‌آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم‌گیری باشند، دچار اضطراب می‌گردند. آن‌ها تمایل پیدا می‌کنند که در تمام فعالیت‌ها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگ‌سالی نمی‌توانند نقش رهبری را بر عهده بگیرند. همیشه این احتمال وجود دارد که آن‌ها در کلیه زمینه‌ها احساس زیردستی نسبت به دیگران داشته باشند. درواقع، این کودکان هرگز نخواهند توانست به اهداف موردنظر خود در زندگی دست یابند.

 

 

۲) نوع B (کنترل کم، محبت زیاد)

این نوع دیگری از فرزند پروری است که در آن، والدین عشق و محبت بیش‌ازاندازه، بدون اعمال کنترل‌های لازم را ابراز می‌دارند. این‌گونه پدر و مادرها، تحت تأثیر این کج‌فهمی و سوءبرداشت که «روان شناسان با تنبیه مخالفند»، از به‌کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می‌کنند. درواقع، کودکان برحسب رفتار و اعمالشان، به تنبیه متناسب نیاز دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه‌ای است که باعث می‌شود کودک بین آنچه درست و آنچه نادرست است فرق قائل شود. از طریق تشویق و تنبیه والدین است که ارزش‌های فرهنگی فراگرفته می‌شوند.

روش صحیح و متعادل، پذیرش فرزند و محبت به او، و درعین‌حال تنبیه او به خاطر برخی کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القاء می‌کند که والدین دوستش دارند امّا برخی رفتارها و اعمال او را تائید نمی‌کنند. در شرایط نوع B ، کودک احتمالاً لوس بار می‌آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان می‌دهد.

۳) نوع C (کنترل کم، محبت کم)

کودک نمی‌تواند در خلاء عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچ‌گونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی‌ارزش و بی‌ثمر می‌شود. کودکان به‌طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی. رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می‌گیرد. هنر این ترکیب، تنها درصورتی‌که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت صحیح به فرزندشان نشان دهند، به‌دست می‌آید.

به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی‌که فرزند احساس خطر می‌کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می‌بخشد. تماس بدنی بین مادر و کودک، مطمئناً نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است. همچنان که کودک بزرگ‌تر می‌شود، کلمات اطمینان‌بخش مادر، جای آغوش او را می‌گیرد. از طرفی کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می‌دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات در چهارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می‌گذارد. فرزند پروری بدون کنترل و محبت، مطلوب نیست. به این دلیل است که روان شناسان این نوع فرزند پروری را «غافل و بی‌مبالات» می‌نامند.

۴) نوع D (کنترل زیاد، محبت زیاد)

ازآنچه تاکنون گفته شد کاملاً روشن است که بهترین شیوه فرزند پروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد. والدین باید بین کودک به‌عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر، تفاوت قائل شوند.

والدین نوع D این فرق را بین کودک و اعمالش قائل می‌شوند. آن‌ها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده‌اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می‌کنند. این والدین رفتار سازگار و همخوانی در ارتباط با فرزندانشان دارند. آن‌ها فرزندشان را با تنبیه به خاطر رفتاری در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی‌کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان‌تر از رفتارهای نامتعادل درک می‌کنند. روان شناسان، فرزند پروری نوع D را «موثق» می‌نامند.

 

 

دلایل مراجعه به روانشناسان در تربیت فرزند

در تربیت فرزند باید زنگ‌های خطر را بشناسید و به آنان توجه کنید. هر موضوعی که باعث نگرانی شما در ارتباط با فرزندتان شود، می‌تواند به کمک یک روانشناس متخصص موردبررسی قرار بگیرد. برای مثال اگر استرس، اضطراب، روابط خانوادگی، عملکرد تحصیلی، فعالیت‌های تفریحی و ارتباط فرزندتان با دوستانش شما را نگران کرده است، بهتر است قبل از بحران و ایجاد چالش به یک روانشناس مراجعه نمایید.

برخی تغییرات می‌توانند فرزندان شما را دچار آسیب نموده و فرایند تربیت کودک را با چالش مواجه نمایند. به‌عنوان والدین بهتر است در صورت وقوع این تغییرات همچون تغییر محل سکونت، مهاجرت، از دست دادن نزدیکان و … به یک مشاور و متخصص روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید به کمک او اوضاع را بهتر مدیریت کنید.[1]

اگر از خانواده‌ای هستید که سابقه خانوادگی بیماری‌های روانی دارید، باید بپذیرد که احتمال بروز بیماری در فرزند شما بیشتر است اما با مراجعه به روانشناس می‌توانید در پیشگیری از بروز این بیماری‌ها موفق عمل کنید.

برخی اوقات والدین برای ارتقا کیفیت تربیت فرزند و فرزند پروری به روانشناس مراجعه می‌نمایند. دلیل مراجعه به روانشناس همیشه باهدف رفع بیماری‌ها و اختلالات نیست. ممکن است شما به‌عنوان والدین آگاه، تصمیم بگیرید برای اطمینان از صحیح بودن روش‌های منتخب شما در فرزند پروری و تربیت فرزند، کمک به بهبود مهارت‌های ارتباطی، تحریک رشد سالم، ساخت پشتوانه‌های عاطفی سالم، پاسخ به کنجکاوی کودکان و پرورش خلاقیت و استعدادهای کودک، اضافه شن فرزند جدید و … از یک متخصص روانشناس کمک بگیرید.

 

آنچه باید پیش از مراجعه به روانشناس بدانید.

برخلاف تصور عامه مردم، تربیت فرزند امری غریزی نیست و والدین باید در زمینه کسب مهارت‌های فرزند پروری آموزش ببینند. بچه‌دار شدن با تربیت کردن فرزند دو امر کاملاً متفاوت هستند. اینکه شما بتوانید از پس هزینه‌های یک فرزند بربیایید دلیل بر آن نیست والدین خوبی برای تربیت فرزند باشید. مشاوره فرزند پروری، از مراحل اولیه بارداری و زایمان تا نحوه تربیت فرزندان و مسائل و مشکلات والدین با کودک را دربر دارد.

اگر متقاعد شده‌اید یک روانشناس می‌تواند کمک بزرگی در انتخاب بهترین روش‌های تربیتی و رفع مشکلات فرزندانتان داشته باشد، لازم است تا همسرتان را با خود همراه کنید. همراهی پدر و مادر با روانشناس برای تغییر شیوه تربیت کودک و رفع مشکلات فرزندان اهمیت زیادی دارد.

همچنین، اگر قصد مراجعه به یک روانشناس را دارید تا از او برای تربیت فرزند خود کمک بگیرد، لازم است با فرزند خود در این خصوص صحبت کنید و او را متقاعد کنید و به او توضیح دهید که مراجعه به روانشناس به معنای ضعف نیست و ممکن است بسیاری از هم سن و سال‌های او نیز مشکل مشابهی داشته باشند.

زمان مناسبی را برای صحبت با فرزند خود انتخاب کنید. به حرف‌ها و نظرات او گوش دهید و به احساس او احترام بگذارید. سعی کنید نگرانی‌های او را برطرف کنید و به او اطمینان دهید که روانشناس رازدار و قابل‌اعتماد است. مشاوران و روانشناسان سامانه مشاور خوب می‌توانند به بهترین شکل ممکن درزمینه فرزند پروری و تربیت فرزند، شما عزیزان را راهنمایی نمایند.

__________________________________

[1] کریستوفر دوب (2013): نابرابری اجتماعی و طبقه بندی اجتماعی

نظر شما

نظر خواننده‌ها